رهامرهام، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره

unforgettable moments

بیداری تا صبح !

1392/2/1 17:06
نویسنده : mahtala
417 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق مامان !

دیروز بعد از مدتها با فرنوش رفتم و مانتو و شلوار و کفش خریدم . خلاصه ساعت 10 اومدم خونه و

امیر گفت که توی راه خوابت برده ولی یه حسی بهم میگفت که تو بیدار میشی .

خلاصه تا ما شام خوردیم دیدم یه صداهایی میاد و بعدش تو چهار دست و پا اومدی توی سالن !

بغلت کردم و کلی خوشحال شدم که تو بیدار شدی . اما خب ته دلم هم میدونستم که باید تا صبح

بیدار بمونم . و همین طور هم شد . تا خود صبح که 05:30 بود بیدار بودی تا رفتیم خونه اونها !

و ساعت 7 من اومدم سر کار و تو بیدار بودی و طبق گفته امیر تا ساعت 1 یا 2 بعد از ظهر خوابیده

بودی . و من همچنان بیدار هستم . امیدوارم برای امشب انرژی داشته باشم .

فردا نوبت دکتر داری . امیدوارم که دیگه خبری از باکتری و انتی بیوتیک نباشه ....

راستی با صاحب خونه هم صحبت کردم قرار شد امشب بگه که چقدر پول پیش رو زیاد میکنه

خدا کنه که خیلی نباشه !

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

نوش آفرین
5 اردیبهشت 92 1:21
تره مبارک ببه