پسر بدی هستی
خیلی از دستت عصبانی بودم دیشب
. خیلی لوس شدی . البته تو تقصیر نداری . اول از همه خودم مقصرم که این موقعیت رو ندارم تا بمونم توی خونه و از تو نگهداری کنم . بعدش اون ننه بابای امیر که خیلی بیشعور هستن و هیچی حالیشون نمیشه و باعث شدن که تواین جوری لوس و بی ادب بشی ..
بگذریم . وقتی به این مسائل فکر میکنم خیلی اعصابم بهم میریزه . فقط تنها راهش اینه که یه نفس عمیق بکشم و بهش فکر نکنم . قفط بگم یکی از این لوس بازی هات اینه که توی هر مغازه ای میریم کولی بازی در میاری و لباس یا کفش جدید رو نمیپوشی . حالا کفش و لباس رو بالاخره بعدا پوشیدی ولی یه کلاه امیر برات خرید که اصلا روی سرت نمیذاری و همون کلاه قدیمی رو میگی میخوام . بدبختی اینجاست که این کلاه رو 30 تومن خریدیم . و دلم نمیاد که ازش استفاده نکنم . کسی رو هم ندارم که بهش هدیه بدم حداقل دلم نسوزه که بی استفاده مونده . حالا بعدا عکس کلاه رو میذارم تا بعدا بفهمی که چقدر کله شق بودی !!!
این قدر که توشیطونی و من هم که تا باهات قهر میکنم میای و لوس بازی در میاری و میگی " مه طلا جون " بهد همش منو ماچ میکنی
و من هم خب دلم نمیاد .
سال دیگه بری مهد من از دست همه راحت میشم . امیدوارم .....


پسر بدی هستی
