مو کوتاه خوشکل
شنبه غروب با بابا رفتیم تا موهات رو کوتاه کنی . اول رفتیم پارک و تو بازی کردی و این عکس شگفت انگیز رو هم همونجا گرفتیم . وای این قدر توی آرایشگاه گریه کردی اصلا نذاشتی که موهات رو درست و حسابی کوتاه کنه . خلاصه شب هم که اومدیم خونه نذاشتی ازت عکس بگیرم با موهای کوتاه ...
وای از دیروز هم که عکس رو گذاشتم و تلگراف هم زدم هنوز تا الان که ساعت 4 بعد از ظهره عکست رو توی مسابقه نذاشتن . اصلا ما شانس نداریم ! اون دفعه که کار پیش اومد . این دفعه هم اینا لابد براشون کار پیش اومده ! تو جواب نظرات نوشتن ساعات کاری رو در نظر بگیرین ! یعنی از امروز صبح تا حالا هنوز ساعت کاریشون نشده ؟
بگذریم . دیروز من صبح سر کار بودم و بعد از ظهر تعطیل شدم و اومدم دنبالت و با هم رفتیم خونه .ساعت 4 تا 7 خوابیدیم و بعدش ما رفتیم خونه مانی نی و بابا هم رفت عروسی ! از دست این بابای تو خیلی عصبانی هستم . اما دیگه توضیح نمیدم ممکنه توی روحیه تو تاثیر بذاره ...


مو کوتاه خوشکل
