نرو ....
الهی برات بمیرم که امروز صبح یه عالمه گریه کردی . دیگه حالا حرف هم میزنی بیشتر آدم کباب میشه . با اون لحن با گریه میگفتی " مهطلا کجا وری ؟ .. نرو ... " مامان جون منم خیلی گریه کردم . منم دلم نمیخواد برم ولی بعضی وقتها آدم مجبوره کارهایی رو که دوست نداره انجام بده . دوشنبه که خونه مانی نی بودی من اومدم دنبالت مامان یه عالمه غر زد . راجع به اینکه تو همش میخوای بری حیاط و باباجونی رو اذیت میکنی و ..... منم عصبانی شدم . اول چیزی نگفتم ولی وقتی اومدم پوشکت رو عوض کنم دیدم پوشکت هم تموم شده و دیگه خیلی عصبانی شدم که اون حتی نگاه نکرده که تو پوشک داری یا نه ! تو رو برداشتم و اومدم بیرون و دیگه هم تورو اونجا نمیبرم . من می...
نویسنده :
mahtala
9:30


